تبليغاتX
شناخت خدا خدایا چنان کن سرانجام کار ****** تو خشنود باشی و ما رستگار
شناخت خدا و عشق به خدا
سجده شکر از مهمترین مستحبات است.  امام زمان ( عج )
+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 اردیبهشت1391ساعت 0:35 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

سلام به همه ی عزیزان ولادت با سعادت دخت نبی (ص) و یگانه بانوی دو عالم خانم فاطمه ی زهرا (س) رو به همه به خصوص به بانوان و مادران دلسوز ایرانی در هرکجا که هستند تبریک و تهنیت عرض می کنم.

امیدوارم روزی برسه که همه ی انسانهای مسلمون و حتی غیر مسلمونها هم با زندگی خانم آشنا شوند و بخواهند که از ایشون الگو بگیرند.

ای بزرگ بانوی اسلام برای تمام زنان و دختران دعا بفرمایید تا زندگی شون رو بر اساس زندگی شما بسازند و راه رو گم نکنند.

ای دخت پیامبر (ص) برامون خیلی دعا بفرمایید که دعای شما مستجاب می شود.

 ای بانوی دو عالم تولدتون مبارک

+ نوشته شده در  شنبه 23 اردیبهشت1391ساعت 11:31 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

=================================
سلام به همه ایرانیان عزیز در هر کجای دنیا
سال نو به همه مبارک باشه. امیدوارم در این سال پله های ترقی رو در همه ی زمینه ها همین طوری بریم بالا و بالاتر.دوستان گلم دوست دارم در این پست در مورد حج و اعمال اون صحبت کنم. خیلی از آدمها هستند که به حج می روند و برمی گردند ولی متاسفانه هیچی از حج و اعمالش نفهمیدند و خیلی چشم و گوش بسته هر عملی باید انجام می دادند رو به سرعت انجام دادند و بدون معرفت حاجی شدند. بدون اینکه حتی بخواهند یا بفهمند مثلا طواف یعنی چی؟ بعضی ها هم که متاسفانه سرزمین وحی رو با بازار اشتباه گرفتند مدام می روند خرید. واقعا خیلی بده که یک آدمی قسمتش بشه این چنین سفری رو بره ولی هیچی ازش نفهمه و برگرده و دوباره به همون گناههایی که می کرده ادامه بده و هیچ تغییری رو در درونش حس نکنه. متاسفانه اکثر ما همین طوری هستیم شاید اولش خیلی خوشحال بشیم و به خودمون افتخار کنیم که خدا ما رو طلبیده ولی به سرعت این حس و حال عادی میشه. خوش به حال اون کسانی که وقتی طواف می کنند خداوند رو با تمام وجودشون حس می کنند و می فهمند که دارند دور خونه اش می گردند به امید روزی که عاشق واقعی بشند و دور خود خداوند  هم بگردند. خوش به حال اون افرادی که وقتی دارند سعی صفا و مروه می کنند حال حضرت ابراهیم (س) و حضرت هاجر رو به خوبی درک می کنند و همین طور حس می کنند که خداوند داره گناهاشون رو می بخشه.خوش به سعادت اون کسانی که نماز خوندن در مسجدالحرام و ثواب زیادش رو درک می کنند، یعنی با چشم سر یا با چشم دلشون عظمت اونجا رو می بینند.در آخر هم خوش به حال کسانی که از حج که برمی گردند معلومه که حاجی شدند و دیگه سعی می کنند که گناه نکنند.
در یکی از این کتابهایی که در مورد حج و اسرارش نوشته بود از زبان یک عارف بزرگوار نوشته بود که:بار اول که به حج مشرف شدم فقط خانه ی خدا را دیدم، بار دوم خداوند و خانه اش را با هم دیدم و بار سوم فقط خداوند را دیدم و بس.
به امید روزی که حج و اعمالش را بهتر و بیشتر درک کنیم.
یا حق
+ نوشته شده در  شنبه 12 فروردین1391ساعت 7:17 بعد از ظهر  توسط دوست  | 

اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلیِکَ الْفَرَج

سلام به دوستان عزیزم

در کتابی خواندم که در زمان ما که امام زمانمان غایب هستند ولی چون ایشان تمام اعمال ما را می بینند می توانند از همان غیب و بدون این که ایشان را ببینیم ما را راهنمایی کنند .و اگر از ایشان بخواهیم راه درست را حتما به ما نشان می دهند.پس لازم نیست که حتما ایشان را ببینیم. در جای دیگری خواندم دیدار با امام زمان (عج) آرزوی هر مسلمانی است .ولی بیایید دعا کنیم که آقا را در زندگی خود زیارت کنیم و حضور ایشان را هر لحظه در زندگی خود حس کنیم.امام زمان(عج) دست خداوند بر زمین هستند یعنی ایشان به اذن خداوند مسلمانان را هدایت می کنند.به خصوص آنهایی را که از ایشان بیشتر کمک می خواهند.

بعضی وقتها که به زندگی خود نگاه می کنیم می بینیم که ناخودآگاه به سمت دین رفته ایم که خودمان هم درست نمی دانیم چطور به این سمت کشیده شده ایم و این راه را انتخاب کرده ایم .مثلا به رشته ای کشیده شده ایم که با آن رشته ایمانمان به خداوند بیشتر شده است. به نظر شما در این مواقع چه کسی ما را راهنمایی کرده تا آن را انتخاب کنیم؟پس بیایید زرنگ باشیم و حواسمان را در زندگی بیشتر جمع کنیم و از فردی کمک بخواهیم که خود انسانی کامل می باشد و راه را به درستی می داند.امیدوارم در زندگی کاری نکنیم که خدای ناکرده اول امام عزیزمان و سپس خدای مهربان را غمگین کنیم.

پروردگارا به ما کمک کن تا همیشه با کمک و راهنمایی ایشان به زندگی ادامه دهیم.

معبود من برای فرج ایشان دعا می کنیم. چون خواسته ی خود ایشان از تمام شیعیان دعا برای فرجشان است. در حدیثی آمده است که دعا کردن برای فرج آقا امام زمان (عج) در حقیقت دعا برای فرج و گشایش در کارهای خودمان است.

آقای من از شما ممنونیم که به ما آموختید تا در مورد شناخت خداوند متعال فکر کنیم. هنوز در اول راه قرار داریم یاریمان کنید تا بهتر و بیشتر خداوند را درک کنیم. 

یا امام زمان (عج) خیلی خیلی التماس دعا.

+ نوشته شده در  جمعه 19 اسفند1390ساعت 0:29 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

آن کس که تو را شناخت جان را چه کند

                      فرزند و عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی

                         دیوانه تو هر دو جهان را چه کند

+ نوشته شده در  شنبه 6 اسفند1390ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط دوست  | 

سلام به دوستان عزیز در هر کجای دنیا

فرا رسیدن آغاز امامت امام عصر و زمان حضرت مهدی(عج) را به همه شیعیان عزیز تبریک عرض می کنم.

یکی از مسائلی که ذهن بسیاری از انسانها را به خودش مشغول می کند این است که چرا بعضی از آدمها بیشتر امتحان می شوند و بعضی کمتر. این سوال ذهن خیلی از مردم را به خودش مشغول کرده. مثلا می گویند:بیچاره فلانی هر سال یک بدبختی برایش پش می آید. با اینکه آدم خوبی است ولی مشکلات فراوان برایش پیش می آید. از طرف دیگر در قرآن کریم می فرماید: هر سختی و بدی که به شما می رسد بازتاب اعمال خود شماست. پس نتیجه می گیریم بعضی گناهان باعث این مشکلات شده اند و خداوند به این وسیله می خواهد گناهان بنده اش را پاک کند.

اما سوالی که پیش می آید این است که پس چرا فلان فرد با اینکه بسیار مومن است باز هم این همه مشکل دارد؟ که در همین قرآن کریم آیاتی را هم داریم که به امتحان افراد مومن اشاره کرده و هیچ ربطی به گناهان وی ندارد و هر فردی ممکن است مشمول این امتحانات شود تا ایمان و اعتقاد واقعی او مورد آزمایش قرار گیرد. و از طرف دیگر بعضی افراد مومن چون مورد لطف خداوند هستند ممکن است به برخی از خواسته های خود در این دنیا نرسند چون خداوند می خواهد به خاطر صبری که کرده اند به آنها در بهشت برین بهتر از آن را عطا کند.

یک نکته ی مهم این که خداوند چون ما را آفریده است پس ما را بهتر از خودمان می شناسد. پس برای هر یک از انسانها با توجه به ظرفیت آنها امتحانات خاصی در نظر می گیرد. در کل ما انسانها در حدی نیستیم که از حکمت همه ی امتحانها با خبر شویم . ولی همین که دید مثبت نسبت به پروردگار خود داشته باشیم و بدانیم که او از عمق وجود ما را دوست دارد و خوبی ما را می خواهد پس هر حادثه در زندگی خود را پیامی از طرف خداوند می بینیم و مطمئن می شویم که خداوند دارد با ما حرف می زند و می خواهد ما را متوجه چیزی کند.

بار الها به ما قدرت تفکر عطا کن تا ما از هر موضوعی سرسری رد نشویم و به آن عمیق فکر کنیم.

پروردگارا ما ضعیف و ناتوانیم .ما را در معرض امتحانات بسیار سخت خود قرار مده.

معبود من به ما کمک کن تا در تمام امتحانات زندگی سربلند بیرون آییم تا شرمنده ات نشویم. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 بهمن1390ساعت 1:39 قبل از ظهر  توسط دوست  | 


با سلام به همه ی شما عاشقان خدا

چیزی که مدتی است ذهنم را به خود مشغول کرده است این است که چرا بعضی از ما مسلمانان راه را گم کرده ایم. چرا به جای این که اصل هر کاری را در عبادت خداوند قرار دهیم همه کار می کنیم و در آخر به این اصل مهم می پردازیم. مثلا بعضی ها مدام دنبال کار و زندگی می روند و اگر وقت خالی گیر آوردند و حوصله داشتند شاید نماز بخوانند. خیلی راحت به یکدیگر می گویند حالا امروز نماز نخوان.!!!

به نظر شما این مسلمانی است ؟ این گونه مسلمانان آبروی بقیه مسلمانان را می برند.حتی مسیحیان آن قدر بر روی احترام به عقایدشان تاکید دارند که هر گونه بی احترامی به کلیسا یا دینشان را نوعی توهین به خود تلقی می کنند. حال به مسلمانان چه شده است چرا این قدر بی خیال شده اند که حتی خودشان واجبات دین خود را انجام نمی دهند تا چه برسد به اینکه از آن دفاع کنند. متاسفانه بعضی از این مسلمانان اسمی حتی بقیه ی مسلمانان مومن را مسخره می کنند. واقعا چرا؟

 به نظر می رسد در طول سالیان گذشته مسلمانان هویت دینی خود را فراموش کرده اند و در حال تقلید از بی دینان می باشند به طوری که غربی ها و ارتباط با آنها را افتخاری برای خود می دانند.

 دل انسان به درد می آید وقتی می بیند که انسان پیشرفته ی امروزی به همه چیز فکر می کند جز خداوند و عبادت او. پس اگر قرار است با پیشرفت هر چه بیشتر تکنولوژی ما در دین به عقب برگردیم و دینمان را فراموش کنیم ،پس احسنت به همان صد سال پیش، که خانواده ها به هر دری می زدند تا کودکان خود را به مکتب خانه بفرستند تا قرآن یاد بگیرد. برای آنها مهم نبود که کودکشان ریاضی را نمی داند چرا؟ چون اصل را آموزش قرآن می دانستند.

 چقدر با هوش بودند مسلمانان قدیمی چون هدف آفرینش را به درستی فهمیده بودند برعکس انسان با هوش کنونی که حتی نمی داند برای چه به دنیا آمده است و مدام دور خودش می چرخد تا پول بدست بیاورد و تا خداوند تلنگری به او نزند محال است که از سردرگمی بیرون آید.
پروردگارا  همه ی انسانهای به ظاهر پیشرفته ی امروزی را خودت از خواب غفلت بیدار کن.
آمین یا رب العالمین

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 دی1390ساعت 0:9 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

تاسوعا و عاشورایی دیگر گذشت و ما ماندیم با اعمال خوب یا بدمان . اینکه امسال تغییر کردیم یا نه را نمی دانم ولی امیدوارم هر سال به تعداد کسانی که از عاشورا و امام حسین درس می گیرند بیشتر و بیشتر شود. و ان شاالله آن قدر مردم فهیم شوند که دیگر در سالهای بعد مظاهر بی دینی را علنا در خیابانها نبینیم. متاسفانه در روز عاشورا صحنه هایی در تهران و بعضی شهرها دیده می شود که انسان دلش به درد می آید. نمی دانم مقصر کیست احتمالا همه مقصریم چه کسانی که در خیابانها با اوضاع ناجور قدم برمی دارند که بیشتر از نا آگاهی آنهاست و چه بقیه که بی تفاوت از کنار آنها رد می شوند.  پس امر به معروف و نهی از منکر کجا رفته است؟مگر نه اینکه امام حسین(ع) به علت همین موضوع دست به قیام زده است؟؟؟ همه مقصریم که در روز عاشورا به جای اینکه خودمان را به اماممان نزدیک تر کنیم بدتر ایشان را غمگین و ناراحت می کنیم . وای بر ما وای بر ما و وای بر ما

والسلام 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آذر1390ساعت 9:57 بعد از ظهر  توسط دوست  | 

(( یک چشم من اندر غم دلدار گریست         چشم دگرم حسود بود و نگریست

       چون روز وصال آمد او را بستم                      گفتم نگریستی نباید نگریست ))

 این شعر چقدر زیبا گفته است. بله به همین صورت است اگر دلی هم اکنون که زنده ایم برای رسیدن

 به خداوند تپید و اگر دلی الان و در این دنیا برای خداوند تنگ شد در آخرت هم می تواند زیبایی ها و

 جلوه ی پروردگار را مشاهده کند و گرنه بقیه در آنجا کور می باشند و هیچ زیبایی را نمی توانند ببینند.

معبودا ما را از کوردلان و نابینایان روز قیامت قرار مده. خداوندا به دل ما چشمی عطا کن تا زیبایی هایت

را دوچندان ببینیم. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آذر1390ساعت 0:0 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

سلام به دوستان عزیزم امیدوارم در هر کجای دنیا که هستید حالتان خوب باشد و روز خوبی را گذرانده باشید.

در زندگی همه ی انسانها لحظات سختی هست که انسان باید انتخاب کند بین خوبی و بدی ،یعنی تصمیم بگیرد به حرف شیطان گوش کند یا حرف فطرت یعنی حرف خدا را. در حقیقت خوب که فکر می کنم می بینم که هر روز از یک صبح تا شب ما در حال امتحان دادن هستیم بعضی مواقع امتحان را درک می کنیم ولی برخی دیگر را به روی خودمان نمی آوریم یا اصلا نمی فهمیم که امتحان بود .واقعا اگر ما یک صبح تا ظهر امتحان دانشگاه هم داشته باشیم این قدر بی توجه هستیم؟ چه شده که این قدر به زندگی و امتحاناتش که مهمترین بخش زندگی را تشکیل می دهند بی دقت هستیم؟؟؟

 بعضی از این امتحانات معلو م و واضحتر است یعنی انسان فرصت فکر کردن بیشتری دارد مثلا رفتن به یک مهمانی که پر از گناه است، انسان در این لحظه خوب متوجه می شود که خداوند از انسان چه می خواهد و شیطان از انسان چه انتظاری دارد. شیطان مدام آدم را تشویق به رفتن می کند و برای انسان مدام دلیل می آورد تا انسان را راضی کند به رفتن و نفس اماره هم رفتن را دوست دارد و با شیطان هم عقیده است و انسان در این لحظه در کشمکش بین نفس اماره و نفس لوامه است. ولی بعضی مواقع انسان وقت چندانی برای فکر کردن ندارد و حتی نمی داند که ناخودآگاه به سمت شیطان رفته است. این لحظات از نظر انسانها بسیار کوچک هستند ولی در همین مواقع به ظاهر ناچیز دلهایی شکسته می شوند و ما در امتحان خداوند رد می شویم .چون حواسمان خوب جمع امتحان نبوده و در آن لحظه ی غفلت شیطان چه راحت ما را به سمت خودش کشانده است .

مثل سلام دادن به فردی، در آن لحظه خیلی راحت بعضی افراد گرفتار غرور می شوند و با خود می گویند چرا باید من اول سلام بدهم؟ یا این که بعدا سلام و احوال پرسی می کنم الان وقت ندارم ولی غافل از این که در همین لحظه چه دلهایی که شکسته نمی شوند  و ما غافلیم. یا اگر آشنایی را در کنار خیابان ببینیم و عجله داشته باشیم چه راحت از کنارش بی توجه رد می شویم و با صدها دلیل برای خود توجیه می کنیم که الان نمی توانم سوارش کنم .در اینجا شیطان به ما خط فکری می دهد.

پس بیایید با هم قراری بگذاریم که از این به بعد از صبح که بیدار می شویم حواسمان به امتحان زندگی باشد و آخر شب به همه ی وقایع روز فکر کنیم تا بفهمیم چند امتحان را قبول شدیم و جند تا را رد شدیم. لطفا شما هم اگر لحظاتی را در نظر دارید که فکر می کنید اکثر مردم بی توجه از آن رد می شوند در بخش نظرات برای ما بیاورید. 


خداوندا لحظات و مواقع زیادی در زندگی ،ما را امتحان می کنی که حتی ما این لحظه ها را نمی بینیم خداوندا کمکمان کن تا ایمان خود را تقویت کنیم تا تمام لحظات کشمکش با شیطان ما برنده باشیم نه او. پروردگارا به همه ی بندگانت کمک کن تا از راه حلال نان در بیاورند و کار خلاف را برای خودشان توجیه نکنند و نعمت زندگی و امتحاناتش را جدی بگیرند.

ومن الله التوفیق

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 آبان1390ساعت 0:57 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

سلام به همه ی دوستان عزیز

چند روزه دلم هوای امام رضا (ع) و حرم باصفاشون رو کرده دلم نیومد مطلبی از ایشون ننویسم. شما هم اگه دوست دارید بیایید با هم از راه دور به ایشون عرض ادب کنیم: 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

یا امام رضا سلام ما رو از راه دور پذیرا باشید. خیلی دلم برای حرم زیباتون تنگ شده ولی می دونم شما از هر جایی صدای ما شیعیان رو می شنوید. ای امام رئوف ما ایرانی ها به وجود شما در کشورمون افتخار می کنیم و هر چی داریم واقعا از دعای شما و البته بقیه امامان عزیز است. یا ضامن آهو شما آنقدر مهربونید که همه مردم از گناهکار تا بی گناه رو می طلبین . آقای من برای همه مردم دنیا به خصوص همه ی مسلمانان دعا بفرمایید. امام عزیزم شما دعاتون مستجاب میشه .برامون دعا بفرمایید که خیلی محتاج دعای شما هستیم. یا امام رضا دستمون رو بگیرید و نگذارید راه رو اشتباهی بریم. دوست دارم هیچ وقت رهایم نکنید چون نمی تونم این راه رو تنهایی بروم .کمکم کنید تا راه خدا رو گم نکنم.

دوست دارم صدات کنم تو هم من رو نگاه کنی....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آبان1390ساعت 0:49 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

برخی دیگر از اسامی زیبای حق تعالی و موارد استفاده آنها در صورت  مداومت و تکرار آنها:

یا اَحَدُ:جهت خلاصی از گرفتاری

یا سَمیعُ یا بَصیرُ:با مداومت بر این دو اسم دعای شخص زود مستجاب می شود

یا قادِرُ المُقٌتَدِرُ:جهت زیاد شدن قوت به طوریکه در کارهای سخت درمانده نشود

یا عَلیُّ :جهت زیاد شدن آبرو و منزلت

یا ذَالٌجَلالِ وَ الٌاِکٌرام:جهت افزایش رزق و روزی

یا رَبِّ:با مداومت بر آن خداوند لبیک گفته و می فرماید حاجت تو چیست؟

یا حَکیمُ یا رَئوفُ یا مَنّانُ:جهت ایمن شدن از ترس و اگر شهوت بر او غالب شود با این اسما

  میل شهوت از دل او زایل گردد

اَلسَّلامُ:جهت شفای بیماران و سلامتی از آفات است

اَلمُهَیمِنُ:هر چه انسان بشنود یاد بگیرد و ذهن و عقلش زیاد شود

یا عَزیزُ: برای زیاد شدن عزت موثر است

اَلجَبّارُ:جهت ایمن شدن از شر ستمکاران

یا فَتّاحُ:جهت نورانیت دل و گشایش امور

اَلوَدُودُ:باعث محبت و دوستی و رفع کینه و عداوت می شود

                                                                          منبع: ذکرهای آسمانی اثر حمزه کریم خانی

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 مهر1390ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط دوست  | 


در کتابی خواندم که خداوند را با اسامی زیبایش بخوانید و مناسب اون حالتی که دارید یا احتیاجی

 که دارید اون اسم خاص رو بیشتر صدا بزنید. مثلا اگه کسی میخواهد که خداوند گناهان او را ببخشد

خدا را با نام یا غَفّارَ الذُنوب و یا غافِرُ بخواند .اگه کسی می خواهد در مقابل ناملایمات یا وسوسه ها

 قوی و مقتدر باشه ذکر یا قَویُ  رو تکرار کنه، یا اگر کسی می خواهد دعایش اجابت شود ذکر

یا نِعمَ المُجیبُ (یعنی ای بهترین اجابت کننده) رو بخونه.کسی نیاز مالی داره بهتره خدا رو با اسم

 یا غَنیُ صدا کنه. یا اگه کسی نیاز داره بیماریش شفا پیدا کنه بهتره خدا رو با اسم یا شافیُ  و

کاملترش یا شافیُ مَن اِستَشفاهُ (یعنی ای شفا دهنده کسی که شفا از تو می خواهد) ؛

یا به طور مثال اگه کسی دلش میخوادپاک بمونه و گناه نکنه مدام باید خداوند را با نام 

یا عاصِمُ مَن اِستَعصَمَهُ (یعنی ای عصمت بخش به کسی که عصمت از گناه می خواهد) بخونه.

در دعای جوشن کبیر که در شبهای قدر خونده می شه تمام این اسامی زیبا اومده می تونید به این دعا

 مراجعه کنید و اون رو دوباره بخونید و در عین حال از خداوند بخواهید که اون نامی رو که برای حالتی که

 دارید مناسبه  به دلتون بیندازه چرا که حضرت آیت الله بهجت می فرمودند که از خداوند بخواهید تا

ذکری که مناسب حال شما و بیشتر به درد شما می خورد را به دلتان بیندازد.

اگر این پست براتون مفید بود بفرمایید تا در پست بعدی بعضی دیگر از نامهای خداوند و خواصشون رو براتون بگذارم.

موفق باشید

+ نوشته شده در  شنبه 19 شهریور1390ساعت 11:55 بعد از ظهر  توسط دوست  | 

سلام روزه و نمازتون قبول
تا حالا فکر کردید بیشترین چیزهایی که باعث سقوط انسانها می شه چی هستند؟ یعنی انسانها بیشتر به خاطر چه مسائلی عقب می افتند و به جای پیشرفت مدام بدتر می شوند. به نظر من به خاطر کنترل نکردن سه چیز انسانها زیاد به خطر می افتند:1 -شهوت،  2-غضب،  3-زبان

شهوت که خب معلومه همه هم زیاد در موردش شنیدیم ولی فکر می کنم اگه کسی یک کمی ایمانش رو بیشتر کنه و نگاهش رو کنترل کنه و بهتر عبادت کنه سخته ولی امکان پاک موندنش خیلی زیاده کافیه اراده اش رو زیاد کنه و از خدا هم طلب کمک کنه. البته این رو هم بگم که چاهش هم عمیقتره پس هیچ کس نباید به خودش اجازه بده که توی این چاه بیفته یعنی نباید بگذاره که از هر راهی شهوت خودش رو ارضا کنه که توی بد مهلکه ای می افته.

ولی دومی وای از این غضب که همه ی بدبختی انسان از همینه، نمونه اش همین قتلهایی که سر هیچ و پوچ اتفاق می افته، سر یک عصبانی شدن ! مدام توی روزنامه ها از این حوادث می خونیم ،هر وقت از این دست خبرها می خونم متاسف می شم همیشه با خودم فکر می کنم فقط یک لحظه بوده کاش خودشون رو می تونستند کنترل کنند تا این اتفاق بد براشون نمی افتاد و هزار تا کاشکی دیگه. اون کسی که اسمش شده قاتل تا یک ساعت قبل از قتل یک انسان عادی بوده چی شده که به اینجا رسیده که امیدوارم هیچ مومنی براش پیش نیاد ولی کنترل خشم و غضب خیلی سخته همه این رو امتحان کردیم یعنی اون لحظه ی عصبانیت آدم احساس می کنه باید حتما جواب طرف رو بده وگرنه انگار کم آورده یا ترسیده ،غافل از اینکه این طرز فکر کار شیطونه که مدام منتظر این جور موقعیت هاست که انسانها رو بیشتر تحریک کنه به خاطر همین می گن که وقتی عصبانی هستین اونجا رو ترک کنید یا سعی کنید خودتون رو آروم کنید. فقط باید باور کنیم که اگه جواب یکی رو ندیم چیزی از ما کم که نمی شه هیچ بلکه به شخصیت ما افزوده میشه ،همه می گن دیدی فلانی شخصیتش بالاتر از این بود که به اصطلاح دهان به دهان طرف بگذاره. یادمون نره یک عده دنبال شر می گردند و مدام دوست دارند دعوا راه بیندازند سعی کنیم از این افراد دوری کنیم.

و اما سومی این زبان که همیشه با ماست و هر چی می کشیم از دست این زبانه. ولی زبان بیچاره چی کاره است نعمتی است از طرف خداوند این ماییم که از زبان بد استفاده می کنیم من فکر می کنم از همه سختتر کنترل زبان است به همین خاطر می گن :زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد.
ما با زبانمون غیبت می کنیم ،تهمت می زنیم ، راحت دروغ می گیم، دل مردم رو میشکنیم ، داد و بیداد راه می اندازیم و صدها گناه دیگه .نا شکری نمی کنم ولی بعضی وقتها می گم خوش به حال لالها اگه بخواهند هم نمی توانند با زبانشون گناه کنند. ولی چه لذتی داره که آدم بتونه گناهی رو انجام بده ولی خودش رو کنترل کنه. انسان ساعتها عبادت می کنه و یکهو با یک حرف نابجا یا با یک داد و بیداد و یا غیبت همه رو به باد می ده. کاش روزی برسه که ما هم بتونیم زبانمون رو به خوبی کنترل کنیم. من فکر میکنم شیطان از همه بیشتر و راحتتر روی زبان انسانها تاثیر می گذاره. خلاصه همه این حرفها رو زدیم که به اینجا برسیم که ماه رمضون ماه خوبیه برای اینکه با زبونمون هم روزه بگیریم یعنی از سحر ها به خدای خودمون قول بدیم که امروز سعی میکنم غیر از خوبی چیز دیگری نگویم بعد آخر شب به حساب خودمون رسیدگی کنیم ببینیم در روزی که پشت سر گذاشتیم تونستیم مثلا غیبت هامون رو کم کنیم یا نه و روز بعد سعی کنیم بهتر بشیم. زبان انقدر مهمه که میگند با زبانی که گناه نکردید دعا کنید یعنی برای دیگران دعا کنیم چون هیچ کس با زبان دیگری گناه نکرده.

خداوندا در این ماه رمضان به ما کمک کن تا بتوانیم زبان خود را کنترل کنیم. خدایا هر گاه خواستم با زبانم گناه کنم به من یادآوری کن که این زبان برای دعا کردن است نه برای سخنان بیهوده. آرزویم این است که فرشته ای نگهبان بر من بگماری تا مدام مراقب رفتارم باشد. پروردگارا شیرینی عبادت را به من بچشان تا من به سوی شیرینی دروغین گناه نروم.
التماس دعا    

+ نوشته شده در  شنبه 22 مرداد1390ساعت 1:36 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

یکی از دعاهایی که باعث می شه به شناخت خداوند نزدیکتر بشیم دعای  (( رَبِّ زٍدْنی عِلْماً )) می باشد که در سوره طه قرار دارد. یعنی (( خداوندا علم مرا زیاد کن )) . چون همه می دونیم که خدا خودش باید بخواهد تا ما علممان افزایش یابد. پس سعی کنیم این دعای ساده اما پر معنی رو زیاد در قنوت نمازهامون استفاده کنیم.

یا حق

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 خرداد1390ساعت 11:49 بعد از ظهر  توسط دوست  | 


بارها گفته شده گناه نکنید اما کمتر سخن از این است که چگونه گناه نکنیم؟ شاید خیلی از افراد بخواهند گناهی را ترک کنند ولی نمی دانند چگونه؟ یا با خود می گویند نه من نمی توانم کار من نیست. غافل از اینکه ترک گناهان کبیره ابتدای راه خداشناسی است و اگر فردی بخواهد این مسیر را طی کند حتما باید از این سد عبور کند . یعنی هر گاه توانست بر نفس خود پیروز شود آن وقت است که می تواند امیدوار باشد که توان  طی کردن بقیه راه را هم دارد. ترک گناه توفیقی می خواهد که تا آن توفیق را خداوند به انسان ندهد انسان محال است که بتواند گناهانش را ترک کند. به عبارت دیگر خداوند متعال بر اساس اعمال ما انسانها خودش انتخاب می کند که چه کسی این لیاقت را دارد؟ و شمایی که این متن را دارید می خوانید مطمئن باشید خداوند روی شما حساب ویژه باز کرده وگرنه چه لزومی دارد به سراغ این موضوع بیایید! به نظر من برای ترک گناه چندین قدم لازم است .و اولین آن اعتماد به نفس می باشد و اینکه انسان در خودش احساس کند که لیاقت این را دارد که به عنوان یک انسان کامل باشد و این اراده را در خود بیابد یا اگر فکر می کند که اراده اش کم می باشد از خداوند این اراده را بخواهد و از چهارده معصوم بخواهد که برایش دعا کنند که این توفیق را پیدا کند. پس قدم اول خواست خود انسان است و هیچگاه نا امید نمی شود که من نمی توانم. قدم دوم این است که تمام تلاش خود را به کار ببندد تا ایمان خود را بیشتر کند با عبادت کردن و به ویژه انجام مستحبات از قبیل نماز و روزه های مستحبی که بسیار در تقویت اراده تاثیر دارند. قدم سوم این است که در ابتدا برای مدت کوتاهی مثلا 40 روز عبادت و گناه نکردن را ادامه دهد و اگر گناهان زیادی دارد میتواند یکی یکی  گناهان را ترک کند و پس از هر دوره زمانی به خودش پاداش دهد:مثلا به مسافرتی برود و حال روحی خود را با قبلا که درگیر گناه بود مقایسه کند .سپس دوباره مدت بیشتری را با خدای خود عهد کند همین کار را ادامه دهد تا به جایی برسد که بتواند تا آخر عمرش توبه کند.اگر هم توبه اش ناخواسته شکسته شد باز هم توبه کند و اصلا از خداوند نا امید نشود. یادمان نرود که ما انسانیم با جسمی مادی و نفسی که ما را مدام به گناه دعوت می کند پس دچار غرور نشویم که خودمان به تنهایی و بدون یاری خداوند می توانیم گناه نکنیم. حضرت یوسف(س) با اینکه پیامبر خدا بودند در لحظه ای که شیطان ایشان را وسوسه می کرد از خداوند کمک خواست و از خداوند با تمام وجود درخواست کرد که راهی برای نجاتش پیدا کند و در آن لحظه بود که قفل تمام درها باز شد و حضرت توانست از دام شیطان رها شود و اگر کمک خداوند نبود ممکن بود نفس بر ایشان غالب شود. مطمئن باشیم اگر در آن لحظه ای که گرفتار نفس و شیطان شده ایم خداوند را صدا کنیم و از او کمک بخواهیم با تمام وجود به یاری ما می آید و نجاتمان میدهد .کافی است خودمان از ته دل بخواهیم و صدایش کنیم.

در کتابی خواندم که هر گاه نفس بر شما غالب شد و نزدیک انجام گناه بودید مکرر خداوند را با اسم      یا الله و یا دائم و یا قائم بخوانید. امیدوارم پروردگار مهربان به همه ما توفیق ترک گناه را عطا کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 اردیبهشت1390ساعت 0:58 قبل از ظهر  توسط دوست  | 



خداوند در سوره انبیا ابتدا داستان حضرت ابراهیم (س)را بیان می کند و می فرماید:ابراهیم بت پرستان را مدام سرزنش می کرده و به آنها می گفته: که اینها چیست که می پرستید این بتها که حتی توان دفاع از خویش را ندارند چه برسد به اینکه شما را ساخته باشند!!! ولی بت پرستان روی حرف خودشان بودند و به حرفهای ابراهیم(س)توجهی نمی کردند. تا اینکه ابراهیم روزی که بت پرستان از شهر خارج شده بودند به بتکده می رود و تمام بتها را می شکند به غیر از بت بزرگ و تبر را بر روی دوش بت بزرگ می گذارد. وقتی مردم بت پرست به شهر بازمی گردند و با بتهای شکسته روبه رو می شوند به اولین کسی که شک می کنند حضرت ابراهیم است .به سراغ ایشان می روند تا ایشان را مورد مواخذه قرار  دهند. ولی حضرت ابراهیم می فرماید :که من  بتها را نشکسته ام و بت بزرگ آنها را شکسته. در همان جا عده ای از مردم غافل با این حجت ایمان می آورند و می فهمند که چقدر این بتها حقیر و ناتوان هستند و حرفهای ابراهیم درست بوده است. ولی نمرود تصمیم می گیرد که ابراهیم را به خاطر این کار بسوزاند که خداوند آتش را برای ایشان گلستان می کند. تمام این داستان را خداوند در سوره انبیا به ترتیب بیان فرموده و تازه پس از این کار ابراهیم بوده است که ایشان به مقام نبوت برگزیده می شوند و در ادامه خداوند می فرماید:به ابراهیم دو فرزند به نامهای اسحاق و یعقوب عطا کردیم. از همین داستان و ترتیب بیان آن در قرآن می فهمیم که خداوند ابتدا بندگانش را امتحان می کند یا کاری را از هر کدام می خواهد ،سپس اگر هر کدام از بندگانش را در مرحله عمل وفادار یافت به او هدیه و پاداش می دهد. هر کدام از بندگان هم اگر کمی دقت کنند می فهمند خداوند چه انتظاری از آنان دارد. در جای دیگر خوانده ام که هنگامی که ابراهیم را می خواستند در آتش بیندازند فرشته ای بر او حاضر می شود و از حضرت ابراهیم می پرسد: ای ابراهیم از خداوند درخواستی نداری؟ و ابراهیم در جواب می فرماید :نه. خدای من خودش به نیازم آگاه است و خود بهتر حال مرا می داند اگر به نفعم باشد مرا نجات می دهد و اگر نخواهد من هم راضی ام به رضای او. همین جمله حضرت ابراهیم نشان می دهد که ایشان چه توکل و اعتمادی به خداوند دارد و کاملا باور کرده که خداوند خوب بنده اش را می خواهد.

امید است که ما هم درک کنیم که اگر خداوند چیزی را

                                       برای ما می خواهد حتما به نفع خود ماست.

                                                                                                              التماس دعا.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اسفند1389ساعت 0:13 قبل از ظهر  توسط دوست  | 


سلام خدای من بازم اومدم وقتت رو بگیرم اجازه  میدی باهات صحبت کنم. آره می دونم که اجازه میدی چون تو خیلی دوست داری بنده هات باهات درد و دل کنند و مشکلاتشون رو فقط به خودت بگند. خدایا خودت گفتی که ناراحت می شی از اونهایی که بدگویی خدای خودشون رو به بنده های  دیگه کنند به خاطر همین هم دوباره اومدم تا فقط  به خودت دردم رو بگم یا اگه ناراحتی ای دارم فقط به خودت بگم. خدای من آرزو داشتم از علت همه ی کارها سر در می آوردم حتما الان می گی چه بنده ی پر رویی چه خواسته هایی داره! ولی نه خدای من تو مهربونتر از این حرفهایی. همون طور که به بعضی بندگان مومن و مخلص این بصیرت و علم غیب رو دادی چون اونها کاملا دستوراتت رو انجام دادند تو هم به عنوان پاداش بهشون بصیرت و علم زیاد دادی مثل خیلی از علما ،خوش به حالشون چقدر ازشون راضی بودی که بهشون حکمت و بصیرت دادی کاش من هم اون طوری بودم. خدای من خیلی دوستت دارم کاش می تونستم ببینمت و صدات رو مستقیم بشنوم گر چه می دونم که اگه یک لحظه فقط یک لحظه زبونم لال سایه ات رو از سرمون برداری اون موقع است که می فهمیم چه قدرتی همیشه مراقب ماست و تازه اون موقع می تونیم بهتر درکت کنیم. خدای من آخه می دونی خسته شدم از این علم کم از اینکه از چیزی سر در نیارم و دور خودم بچرخم خسته شدم. مثلا دوست دارم بفهمم چرا بعضی ها هیچی دعا نمی کنند اما همه چی بهشون دادی البته به ظاهر ولی بعضی افراد دیگه مدام دارند دعا می کنند اما اون چیزی رو که می خواهند رو بهشون نمی دی یا دیر می دی کاش می تونستم بفهمم . چون مطمئنم تنها کسی که خوب ما رو می خواد خدای مهربون ماست که از مادر هم مهربونتره ، مادر، مادری که حاضره جون خودش رو به خاطر فرزندش فدا کنه خدا یا تو صد برابر از این مادرها مهربونتری این یعنی اینکه اون چیزی که ما می خواهیم به نفع ما نیست که نمیدی و گر نه هر چی فکر می کنم می بینم دلیل دیگه ای باقی نمی مونه که یک آدم مومنی  مدام دعا کنه و به چیزی احتیاج داشته باشه ولی تو صلاح ندونی بهش بدی البته از نظر عقل ناقص من یک دلیل دیگه هم داره و اون اینه که دوست داری به بعضی از بنده هات بهترش رو عطا کنی یا اجر بیشتر برای صبرش در نظر بگیری و در بهشت جا براش نگهداری ولی خدای بزرگ من ما مردم عادی که از حکمت و بصیرت  برخوردار نیستیم که جایگاه خودمون رو در بهشت بتونیم درک کنیم کاش اونقدر مومن و خداترس بشیم که ما هم بفهمیم پاداش اون دنیا بهتره .آخه خدای من مغز کوچک ما فقط این دنیا رو دیده و از اون دنیا خبر نداریم به خاطر همین به هر کس می گیم عیب نداره خدا به جاش در بهشت بهت نعمتهای فراوون می ده سریع بیشتری ها می گند نه من این دنیا رو هم می خوام. خدایا این رو بذار به حساب کوچولو بودن ما مثل بچه ای که از مامانش یک شکلات می خواد و مامانش می گه عزیزم صبرکن به حرف من گوش کن من برات به جای یک شکلات ده تا می خرم و بستنی هم می خرم اما بچه مدام می گه نه من همین الان یک شکلات می خوام خدای من ما هم مثل بچه هایی هستیم که از هیچی سر در نمیاریم و فقط حرف خودمون رو می زنیم. خدای من کمکمون کن هیچ وقت از درگاهت نا امید نشیم و از دعا کردن خسته نشیم.پرورگار من کمک کن بزرگ بشیم تا مدام مثل بچه ها روی چیزی پافشاری نکنیم.
ان شاالله همه به آرزوهایی که شما رو از خدا دور نمی کنه برسید.آمین.....آمین......آمین 
+ نوشته شده در  جمعه 29 بهمن1389ساعت 1:12 قبل از ظهر  توسط دوست  | 


واعظ سبزواري در کتاب جامع النورين مي نويسد: شخصي از اصحاب حضرت علي (ع) که دستش قطع شده بود به خدمت آن حضرت آمد. حضرت دست بريده او را گرفته به جاي خود گذاشت و آهسته چيزي مي خواند تا شفا يافت. مرد خشنود شد و رفت اما روز ديگر از حضرت پرسيد:به دستم چه خواندي که خوب شد؟حضرت فرمود:سوره حمد را خواندم. آن شخص از روي تحقير گفت: سوره حمد را خواندي؟ در همين حال يکباره دستش آويخته شد و پيوسته به همان حالت بود.

برگرفته از کتاب چهل داستان از عظمت قرآن کریم

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 بهمن1389ساعت 11:6 بعد از ظهر  توسط دوست  | 

=======================================================
سلام به همه شما دوستان گلم
دوست عزیزی در مورد اثبات وجود خداوند پرسیدند که شاید در این دوره و زمانه سوال بسیاری از جوانان باشد که بر اثر عوامل مختلف از جمله نظرات مادی گرایان و تبلیغات آنها شک دارند که خداوند وجود دارد یا نه!!! اولین عاملی که به ما می فهماند که خداوندی قادر و متعال وجود دارد همین میل و فطرت انسانها به پرستش می باشد.آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده اید که ما چرا دوست داریم کسی را بپرستیم؟ انسانها از دیرباز همواره چیزی را می پرستیدند به همین خاطر بت پرستی رواج یافته بود چون مردم این فطرت و میل به پرستش را داشته اند ولی چون درست نمی فهمیدند که باید یک قدرت مطلق را بپرستند که از خودشان تواناتر باشد منحرف شده بودند و بت یا خورشید یا گوساله می پرستیدند. دلائل دیگری که وجود دارند برای اثبات وجود خداوند تفکر در مورد خلقت می باشد که خداوند در قرآن نیز بارها و بارها انسانها را به تفکر در مورد خود و دنیای اطراف دعوت فرموده اند.به طور مثال همین مغز انسان با این همه پیچیدگی. به نظر شما کدام انسان یا کدام موجودی توانایی ساخت انسان و به خصوص مغز انسان را دارد؟ مغزی که هر بخش آن یک قسمت از بدن ما را کنترل می کند. و انسان که تواناترین مخلوق خداوند است هنوز هم نتوانسته همه ی مسئولیت های مغز را به درستی کشف کند و دانشمندان که هوش خود را تمام و کمال به کار گرفته اند هر روز یک فرضیه در مورد آن می گویند که تازه معلوم نیست درست باشد چه برسد به اینکه دانشمندی آن را ساخته باشد. یک نمونه ی دیگر قدرت  خداوند همین شب شدن یا روز شدن است و همین نیروی جاذبه زمین که همه چیز را به طرف خود می کشد.
آیا به نظر شما این کارها از عهده انسانها بر می آید؟؟؟
از این دست قدرتهای خداوند و نعمتهای بی شمارش فراوان هستند که انسان اگر کمی عقل خود را به کار گیرد به نتیجه ی ماورایی بودن آنها پی می برد. مانند همین خلقت انسان یا خلقت حیوانات و حشرات که از ابتدای عمر خود می دانند که باید چه کاری انجام دهند. به طور مثال زنبور عسل از وقتی که پا به دنیا می گذارد می داند که باید به دنبال گلها و ساخت عسل برود چون به طور غریزی خداوند به او آموخته است که مسئولیتش ساخت عسل است. و بسیاری نعمتهای دیگر که حتی در فکر انسان نمی گنجد چه برسد به این که آنها را خود ساخته باشد. در وجود خود انسان هم حالاتی وجود دارد که برای خود انسان ناشناخته است مانند همین عذاب وجدان پس از ارتکاب گناه یا کارهای زشت. به نظر شما چرا ما باید احساس عذاب وجدان کنیم ؟ اگر به قول بعضی ها انسان فقط یک دستگاه ماشینی بی روح می باشد پس این حالتهای غم و شادی و عذاب وجدان از کجا آمده است؟؟؟ آیا غیر از این است که خداوند از ما می خواهد که کارهای خوب انجام دهیم ولی ما چون گاهی اوقات به حرف پروردگار خود گوش نمی دهیم دچار عذاب وجدان می شویم؟ شما این طور فکر نمی کنید؟ گذشته از همه این حرفها خداوند به تمام انسانها چه مسلمان و چه غیر مسلمان خود را به گونه ای نشان می دهد. یعنی اتفاقات خاصی در زندگی هر کس رخ می دهد که خارج از اراده و اختیار انسان می باشد و اینجاست که انسان بیشتر خداوند و قدرت به انتهایش را درک می کند. فقط کافی است دراتفاقات اطراف خود با دقت بنگریم تا دست خداوند را حس کنیم. قدرت خداوند آنقدر زیاد است که حتی اراده انسان را هم تحت کنترل خود دارد و من به شخصه این حالت را حس کرده ام .تا به حال برایتان اتفاق افتاده که کاری را بخواهید انجام دهید ولی نشده است یعنی تصمیمی برای یک روز هفته گرفته باشید ولی علی رغم تلاش خود به هدف خود نرسیده اید فکر کنم برای همه رخ می دهد .اینجاست که اراده ی خداوند بر اراده شما غلبه کرده است.البته این حالت همیشه رخ نمی دهد و خداوند گاهی انسانها را به حال خود وا می گذارد.اگر تا الان دست خداوند را در زندگی احساس نکرده اید از خود خداوند قادر بخواهید تا خودش را به شما نشان دهد.و به اتفاقات اطراف خود با دقت نگاه کنید. موفق و پیروز باشید.
خداوندا خودت و قدرت بی انتهایت را به همه نشان بده و همه را هدایت بفرما
+ نوشته شده در  جمعه 10 دی1389ساعت 1:2 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

 
وبلاگکد ماوس