X
تبلیغات
شناخت خدا ****اَلسٌّلامُ عَلَی الْحُسَینِ ****وَ عَلی عَلِی بْنِ الْحُسَیْنِ ****وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ **** وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
شناخت خدا و عشق به خدا
سلامی درباره به همه ی دوستان عزیز در هر کجا که هستند.

خیلی وقت بود فرصت نکرده بودم بیام و باهاتون صحبت کنم. دلم می خواد از یک تجربه بگم و از کمک های خداوند . من چند ماه درگیر کاری بودم که فقط با کمک و یاری خداوند توانا و مهربون توانستم آن را پشت سر بگذارم. یعنی در موقعیتی بودم که در راه رضایت خداوند قدم برداشته بودم و به همین خاطر چندین دشمن داشتم و هر لحظه ممکن بود کارهایی را برعلیه من انجام بدهند و من تمام آن روزها را با اضطراب می گذراندم و فقط با توکل به خداوند و کمک خواستن از او بود که توانستم آن روزها را پشت سر بگذارم. و اکنون که فکر می کنم می بینم خداوند مهربان چه خطراتی را از من دور کرد و چه حرف هایی را اجازه نداد که زده شود و من این را یاد گرفتم که اگر در راه خداوند قدم برداری و فقط رضای او برایت مهم باشد در سخت ترین شرایط و در بین خطرناک ترین انسانها هم می توانی با قدرت و بدون اینکه آسیبی ببینی زندگی کنی. این تجربه ی جالبی برای من بود و آنجا بود که فهمیدم متوکل واقعی نیستم درست است که خداوند را زیاد صدا می کردم و مدام با دعا از خداوند کمک می خواستم ولی این اضطراب من نشان می داد که هنوز قدرت خداوند را کامل باور ندارم. ولی خوشبختانه من قدرت بی منتهای خداوند را در لحظه لحظه اش مشاهده کردم و حتی دیدم که خداوند چطور انسانها را هم مانند قطعات پازل در کنار هم می چیند تا از بنده اش دفاع کند و یا چگونه بعضی مواقع جلوی زبان انها را می گیرد . فقط باید آن قدر ایمان و توکل انسان زیاد باشد که وقتی در راه او قدمی برمی دارد هیچ اضطرابی هم به خودش راه ندهد و وقتی خداوند را وکیل خود انتخاب کرد دیگر باید مطمئن باشد که تحت حمایت یک قدرت بی منتها می باشد. و باید خیالش راحت باشد که برنده ی واقعی خواهد بود البته این به این معنا نیست که هیچ گزندی به انسان نرسد چرا ممکن است آسیب های جزئی برسد ولی با توکل بر خداوند با قدرت می تواند آنها را پشت سر بگذارد یعنی آن قد رتوانایی پیدا می کند که باورش برای دیگران بسیار سخت است که انسان بتواند از پس آن کار بربیاید. خداوندا از شما بسیار ممنونم که به من کمک های فراوان کردید و نگذاشتید در مقابل دشمنانم ضعیف باشم.

دعاهایی که در این مواقع به من آرامش می داد:

 یا نِعمَ الوَکیل :(ای بهترین وکیل مدافع)

اُفَوِّضُ اَمری اِلیَ الله اِنَّ اللهَ بَصیرٌ بِالْعِباد: (کارم را به خداوند واگذار می کنم که او به بندگانش بینا است.)

ربِّ نَجِّنی مِنَ الْقَومِ الظّالِمین :(خدایا مرا از این قوم ظالم نجات بده.)

یا حافِظُ مَنْ اِسْتَحْفَظَه: (ای حافظ کسی که از تو حفاظت می خواهد)

یا مُغیثَ مَنِ اسْتَغاثَه: (ای پناه کسی که از تو پناه می خواهد )

یا مَن یَحولُ بَینَ المَرءِ وَ قَلْبِه:

(ای خداوندی که بین انسان و قلب او حائل می شوی یعنی نیتهای قلی را می توانی فسخ کنی)

اَللهُمَّ مَنْ اَرادَنی بِسوءٍ فَاَرِدْهُ وَ مَنْ کادَنی فَکِدْهُ ( خداوندا هر کس که بد من را می خواهد بدش را بخواه و هر که به من نیرنگ می زند به او نیرنگ بزن)

+ نوشته شده در  شنبه 18 خرداد1392ساعت 11:33 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

 

          ( اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبيها وَ بَعْلِها وَ بَنيها

                                    وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فيها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ )

السلام علیک یا فاطمه زهرا

السلام علیک ای دخت پیامبر(ص)

سلام بر شما ای بانوی دو عالم . سلام بر شما و مظلومیتتان. چقدر دلم می

خواست بدانم مزار نورانیتان دقیقا در کجا قرار دارد و یا سالروز شهادتتان دقیقا

چه روزی است ولی می دانم که خداوند این قدر شما را دوست دارد که می

خواهد مسلمانان به جای یک روز ، ده روز یا بیشتر به یاد شما باشند و در زندگی

از شما بیشتر الگو بگیرند. بانوی من خیلی احتیاج به دعای خیر شما داریم.

برای ما مسلمانان و دوست دارانتان دعا بفرمایید تا هیچ گاه خوار و ذلیل نباشیم .

ما دوست داریم با ایمان و توکل به خداوند به همه نشان دهیم که می شود به

خداوند توکل کرد و فقط از او کمک خواست و به همه ی خواسته های خود رسید

و همه معنای قدرت خداوند و کمک خواستن از او را بفهمند.

به حق همین روز عزیز که شهادت شما و به نام مقدس شماست برای تمام مظلومان

عالم دعا بفرمایید تا خداوند آنها را سرفراز کند و همه را به حق خود برساند. و برای

مومنان دعا بفرمایید تا همیشه قدرتمند باشند و همه قدرت و پیروزی آنها را ببینند و

درک کنند و به قدرت خداوند که چگونه از بندگان مومنش دفاع می کند را همیشه

بفهمند و به خداوند ایمان واقعی بیاورند. و همین طور برای افرادی که اعتقاد به خدا

دارند ولی در زندگی گم شده اند یا گرفتار غرور شده اند دعای خیر بفرمایید تا هدایت

شوند و بیشتر به ندای وجدان و قلب خویش توجه کنند به خصوص کسانی که در

راس امور قرار دارند. چون زنده ماندن وجدان و قلب برای روسا و مدیران باعث میشود

به انسانهای دیگر کمتر ظلم شود.

ای بهترین بانوی جهان ما را شفاعت کنید چه در دنیا و چه در آخرت و همیشه دست

ما را بگیرید و نگذارید گم شویم. و کمک کنید تا اگر خداوند در مراحلی از زندگی از ما

صبر می خواهد بتوانیم و قدرت و توان صبر را داشته باشیم و امیدوار باشیم که در

آخر پیروزی با ماست.

امیدوارم هر چه بیشتر با زندگی و منش شما آشنا شویم و در زندگی به کار گیریم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 فروردین1392ساعت 12:46 بعد از ظهر  توسط دوست  | 

 

   «اَ بَخيلٌ أَنَا فَيُبَخِّلُنى عَبْدى؟» آيا من بخيلم كه بنده‌ام مرا بخيل مى‌پندارد؟!

  «أَوَ لَيْسَ الْجُودُ وَ الْكَرَمُ لى؟» آيا هر جود و كرمى از من نيست؟!

  «أَوَ لَيْسَ الْعَفْوُ وَ الرَّحمَةُ بِيَدى» آيا عفو و رحمت در دست من نيست؟!

  «أَوَ لَيْسَ أَنَا مَحَلَّ الامالِ؟» مگر من محلّ آرزوها نيستم؟!

  «فَمَنْ يَقْطَعُها دُونى؟» بنابراين چه كسى جز من مى‌تواند آرزوها را برآورده

  كند؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 فروردین1392ساعت 6:59 بعد از ظهر  توسط دوست  | 

سلام به دوستان عزیزم

به نظرتون چی کار کنیم تا نظر آدمها برامون مهم نباشه و فقط نظر خداوند مهربون

برامون مهم باشه؟ یعنی چطور ایمانمون رو تقویت کنیم که اگه کسی در موردمون

فکرهای بد کرد ناراحت نشیم و توجهی بهش نکنیم و دنبال این نباشیم که مدام از

خودمون پیش اونها دفاع کنیم و فقط برامون خداوند و نظرش اهمیت داشته باشه؟

یا رب نظر تو برنگردد

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اسفند1391ساعت 6:48 بعد از ظهر  توسط دوست  | 

خدای عزیزم سلام

این پست سفارشی سفارشی فقط متعلق به شماست. چون اومدم فقط تشکر

کنم به خاطر این همه نعمتی که به من دادی .خدایا به خاطر تمام محبت هایی که

 به من کردی و من حتی در اون موقع متوجه آن هم نشدم هم معذرت می خوام

 و هم ممنونم. خدای من ممنونم به خاطر همه ی حمایت هات. خدای خوبم به

 خاطر تمام چیزهایی که به من یاد دادی واقعا ازت ممنون. چه جاهایی که به من

 یاد دادی که فقط ساکت بشینم و همه چیز رو به خودت بسپارم و چقدر قشنگ

 به من نشون دادی که بهترین وکیل مدافع برای آدمهایی هستی که به تو توکل

می کنند.خدایا واقعا مهربونی خیلی خیلی دوستت دارم و

باز هم تشکر ، تشکر و تشکر.

والسلام

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 بهمن1391ساعت 10:42 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

از آیت الله بهجت پرسیدند: شما چه سفارشی برای ما دارید که آن را همیشه انجام

 دهیم؟ ایشان جواب دادند: اول از همه انجام واجبات و ترک محرمات و اگر بخواهید

 به مقاماتی دست پیدا کنید و از خیلی موضوعات خبردار شوید هر روز زیارت  

 عاشورا بخوانید و نماز اول ماه را هم فراموش نکنید.

یکی از علمای بسیار اهل دل فوت می کنند و یک نفر ایشان را در خواب می بیند و از

ایشان می پرسد در آنجا حسرت چه کاری را می خوری که کاش در دنیا انجام داده

بودی؟ ایشان جواب می دهد: من در دنیا هر روز زیارت عاشورا می خواندم و حسرت

 می خورم که چرا دو بار در روز نمی خواندم چون در اینجا زیارت عاشورا ثواب بسیار زیادی دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 آذر1391ساعت 5:35 بعد از ظهر  توسط دوست  | 

سلام به مسلمانان عزیز در هر کجای دنیا که هستید امیدوارم حال همه خوب

 باشد.در این پست می خواهیم در مورد امام حسین (ع) و قیامشون و این که ما

 اگر الان و در این دوره و زمانه بخواهیم حمایت خود را از این امام عزیز نشان دهیم

 باید چه کار کنیم؟ آیا همین که در مجالس امام حسین(ع) شرکت کنیم و برای

 ایشان و یارانشان که شهید شده اند گریه کنیم کافی است؟ یا این که آیا همین که

 نذر کنیم و در ایام عزاداری غذا یا شیر به عنوان نذری بدهیم وظیفه ی خود را انجام

 داده ایم؟ همه ی این کارها خوب است ولی نباید فقط سالی یک ماه به یاد ایشان

 و مصیبت هایشان بیفتیم و بقیه ی سال را هر طور که دوست داریم زندگی کنیم.

 بلکه باید سالی یک بار در این مجالس شرکت کنیم تا یاد بگیریم که زندگی تمام

 سال خود را چگونه و بر چه اساسی برنامه ریزی کنیم. اگر کمی به زندگی امام

حسین (ع) فکر کنیم می بینیم که ایشان زندگی خود را بر اساس اطاعت از خداوند

 و مبارزه با ظلم تنظیم کرده بودند تا جایی که در این راه برایشان هیچ اهمیتی

 نداشته که جان خود و تمام اعضای خانواده ی خود را هم از دست بدهند. پس وقتی

 به ایشان و هدفشان در زندگی  دقت می کنیم می بینیم که چقدر به راهی می

 رفتند مطمئن بودند که حاضر بودند حتی خودشان هم فدا شوند ولی راهشان زنده

 بماند تا ما پس از این همه سال کمی فکر کنیم و از ایشان پیروی کنیم. پس ما هم

 باید زندگی خود را بر مبنای اطاعت از خداوند بلند مرتبه و مبارزه با ظلم و

ناحقی قرار دهیم و زندگی خود را بر همین اساس تنظیم کنیم. یعنی اگر مثلا جایی

 کار می کنیم که مجبوریم برای این که در شغلمان موفق باشیم دروغ بگوییم و به

 دیگران ظلم کنیم و یا کار حرام انجام دهیم به سرعت آن کار را حتی اگر هم درآمد

 خوبی دارد رها کنیم و دنبال کار دیگری بگردیم چون هدف اصلی ما در زندگی که

 اطاعت از خداوند و مبارزه با ظلم است با این شغل زیر پا گذاشته می شود. از این

 دست مثال ها در زندگی ما فراوان است و چه بسیارند افراد مومن و با تقوایی که چه

 موقعیت های مادی و ظاهرفریب را به خاطر همین هدف بزرگشان در زندگی کنار

گذاشته اند . این کمترین کاری است که همه ی ما می توانیم انجام دهیم . به هر

حال در درون همه ی انسان ها راهنمایی وجود دارد که به انسان می گوید چه کاری

 درست و چه کاری غلط است بیایید به این ندای درونمان بیشتر گوش کنیم و آن را

 کمی جدی بگیریم .فقط دقت کنیم ابتدا بسم الله بگوییم بعد به دلمان گوش کنیم

 که خدای نا کرده با صدای شیطان یا نفس اماره اشتباه نگیریم.

پروردگارا به ما مسلمانان یاری فرما تا بفهمیم کدام راه درست و کدام راه نادرست

 است و همچنین به ما توفیق بده تا بتوانیم راه امام حسین (ع) را ادامه دهیم .

یا حق    

+ نوشته شده در  جمعه 17 آذر1391ساعت 9:59 بعد از ظهر  توسط دوست  | 

سلام به همه ی دوستان شیعه در هر کجای دنیا

ایام سوگواری امام عزیزمان امام حسین (ع) و یاران عزیز و باوفایشان را به همه

تسلیت عرض می کنم و امیدوارم همه ادامه دهنده ی راه آن بزرگواران باشیم. و

اینگونه نباشد که فقط در مجالس ایشان شرکت کنیم ولی هنوز نفهمیده باشیم که

 امام حسین (ع) و یارانشان برای چه شهید شدند؟و در این مجالس فقط به دنبال

 برآورده شدن حاجتهای خودمان نباشیم .نه این که اصلا به حاجت خود فکر نکنیم

چرا می توانیم از صاحب اصلی این مجالس بخواهیم برایمان و حاجتهایمان دعا

 کنند چون ایشان مستجاب الدعوه هستند. منظور این است که تنها به هدف

 حاجتهای شخصی در این مجالس حاضر نشویم و به چیزهای بالاتری هم فکر

 کنیم. 

به نظر شما ما چگونه می توانیم راه آن امام همام را ادامه دهیم و در زندگی پر

 هیاهوی امروزی نشان دهیم که به ایشان وفادار هستیم ؟

لطفا اگر نظری در این زمینه دارید خوشحال می شویم در بخش نظرات عنوان کنید.  

+ نوشته شده در  جمعه 3 آذر1391ساعت 7:20 بعد از ظهر  توسط دوست  | 

سلام دوستان عزیز امیدوارم در هر جا که هستید سالم و سرحال باشید و به دنبال

 پیدا کردن خداوند در تمام لحظات زندگی. چند روزی است که ذهنم به این مشغول

 شده که ما انسانها در زندگی دنبال چی می گردیم؟ آیا واقعا به نظر شما زندگی

 همین خوردن و خوابیدن و در کل ارضای نیازها و پول درآوردن و صبح تا شب دنبال کار

 بودن و پول روی هم گذاشتن است؟ بیشتر ما انسانها به محض اینکه خود را می

 شناسیم می بینیم که فقط دنبال خوراک و پوشاک هستیم. و در نظر خیلی ها

 همین که بتوانند ازدواج کنند و بچه دار شوند و خرج خود و خانواده ی خود را درآوردند

 و بچه های خود را بزرگ کنند انتهای خوشبختی است. ولی آیا زندگی همین

 است؟ اگر زندگی همین می باشد پس چرا بیشتر کسانی که به ظاهر همه ی

 چیزهای مادی را دارند به جای اینکه خوشحال و آرام باشند یا افسرده اند و یا مدام

 استرس دارند و آرامش در زندگی آنها دیده نمی شود؟ مثل اینکه دنبال چیزی می

 گردند که هنوز به آن نرسیده اند. آن چیست که انسان پس از به دست آوردن هر

چیزی تازه می بیند که دلش آرام و قرار ندارد پس به ناچار راه دیگری انتخاب می کند

 تا شاید گمشده ی دل خویش را بیابد. بله دل دنبال خداوند می گردد چون خداوند

 خودش در قلب همه جای دارد ولی این غبار زندگی دنیا و این نفس سرکش روی

 قلب را پوشانده و نمی گذارد ما قلب صیقلی و پاک خود را که سرشار از عشق

خداوند است را ببینیم. پس شاید بد نباشد که هر از چند گاهی سری به فلب خود

 بزنیم و سعی کنیم تمام غبارها را از رویش بشوییم تا عشق خداوند را که در قلب

 ما جای دارد را ببینیم. برای این کار کافی است فقط یک ساعت از شبانه روز را

 به فکر کردن اختصاص دهیم. به اینکه در این ۲۴ ساعت گذشته به دنبال چه بودیم؟

 چه کردیم؟ آیا وقت خود را بیهوده سپری کردیم؟ آیا کاری انجام دادیم که از ما به

 یادگار بماند؟ آیا به کسی کمک کردیم؟ آیا امروز در کار خود به رضایت خداوند فکر

 کردیم یا رضایت انسانها؟ آیا امروز کاری کردیم که خداوند را خوشحال کرده باشیم؟

 یا نه فقط کارهایی انجام دادیم که یا بی اثرند و یا اگر اثری داشته باشند با مرگ ما

 همه از بین می روند؟ اینجاست که به خود می گوییم به کجا چنین شتابان؟

<< سرنشتر عشق بر رگ روح زدند         یک قطره از آن چکید و نامش دل شد >>

امیدوارم هیچ روز و یا هیچ ساعتی را که خداوند به ما هدیه کرده است را بیهوده سپری نکنیم و تا می توانیم از آن در راه خداشناسی استفاده کنیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 آبان1391ساعت 11:56 بعد از ظهر  توسط دوست  | 

سلام خدای من ؛ سلام معبود من. خدای بزرگ دلم می خواهد باهات درد و دل کنم.

خدا جونم دلم گرفته از این دنیا با بعضی از این آدمهاش. آدمهایی که خیلی راحت

حق همدیگر رو ضایع می کنند و به منافع خودشون فقط اهمیت می دهند.

خسته شدم از این جامعه هایی که اگه کسی بخواهد خوب کار کنه و به فکر دیگران

باشه محکوم می شه و یا باورش نمی کنند. خدایا از این آدمهایی که مدام برای

روسای خودشون که همه مخلوق شما هستند خود شیرینی می کنند تا

منافعشون به خطر نیفته حالم به هم می خوره. خدایا خودت جامعه رو نجات بده

 خدایا ایمانی به ما بده تا هیچ وقت برای منافع خودمون حق مردم رو پایمال نکنیم.

خدای من خودت کمک کن همیشه فقط به شما توکل کنیم و از هیچ رئیسی

 نترسیم. و مطمئن باشیم که به کسی توکل کرده ایم که بالاترین قدرتهاست.

 وقتی با این دید به خدای عزیز نگاه کنیم که اگر او نخواهد هیچ کاری انجام نخواهد

 شد پس از تهدیدهای یک رئیس هم که کارهای غیر قانونی از ما می خواهد

 نخواهیم ترسید. خدای من به ما معنای توکل واقعی را یاد بده و بفهمان که چه

 قدرت زیادی داری و چگونه از کسانی که شما را به عنوان وکیل خود انتخاب کرده

 اند دفاع می کنی و به ما نشان بده که همه ی انسانها به خصوص انسانهای

مغرور هیچ کاره هستند.

حَسبِیَ اللهُ وَ نِعمَ الوَکیل نِعمَ المَولَی وَ نِعمَ النَّصیر

در هر کاری خداوند برای من بس است :بهترین وکیل و بهترین مولا و یاری کننده

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 مهر1391ساعت 0:30 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

سلام به همه ی عزیزان خدادوست و مومن

دوستان گلم در این پست می خواهم از شما درخواست کنم که اگه دوست دارید

 حادثه ای و یا یک مسئله ای که باعث شده شما خداوند رو بهتر ببینید و حضورش

 رو در زندگی حس کنید یعنی از بعد از اون مسئله هر چند کوچک دیدتون نسبت به

 خداوند و قدرتش بیشتر شده رو برای همه به طور خلاصه در قسمت نظرات تعریف

 کنید چون مطمئنم خداوند متعال به هر کسی خودش رو یک جور نشون می ده.

دوستان راحت باشید و هر خاطره ای هر چند کوچک رو برای ما تعریف کنید. چون

 بعضی وقایع ممکنه از نظر دیگران کوچک بیایند ولی برای شما بسیار بزرگ بوده

 باشه.

پیشاپیش از کسانی که در این قسمت نظر می گذارند کمال تشکر رو داریم و براشون

 دعا می کنیم تا خداوند مهربون رو بهتر و بهتر ببینند و درک کنند.

+ نوشته شده در  جمعه 17 شهریور1391ساعت 7:17 بعد از ظهر  توسط دوست  | 

سلام به همه ی دوستان گل خداوند که در اینترنت و این فضای پر خطر دنبال خدا و

 نزدیک شدن به اون می گردند. به همه تون تبریک می گم چون اول خداوند به شما

 توجه می کنه بعد شما به یادش می افتید و دنبال او می گردید. خدا قوت و

امیدوارم در این راه هیچ وقت نا امید نشید. نماز و روزه هاتون قبول باشه. خداوند

 متعال به ما توفیق داد تا یک ماه رمضان قشنگ دیگه رو به خوبی پشت سر بگذاریم

و نزدیک زیباترین عید بشیم که عیدی مون رو ان شاالله از خداوند مهربون بگیریم. از

 یک طرف ناراحتیم از اینکه این ماه مهمونی داره تموم می شه و از طرف دیگه

 خوشحالیم که عید قشنگش با اون نماز با شکوهش داره می رسه. باید مطمئن

 باشیم که اگه در این ماه به خوبی به حرف خداوند گوش داده باشیم و یک بنده ی

 مطیع به تمام معنا بوده ایم و دعا هم کرده باشیم خداوند هم بهترین تقدیر رو برای

 ما رقم خواهد زد در رو عید فطر بهترین عیدی رو به ما میدهد. پس بیایید خوش بین

 باشیم به خداوند و مدام نگوییم آیا خداوند مرا بخشیده ؟ آیا روزه هایم را قبول کرده؟

 مطمئن باشید اگر ما مطیع فرمان او باشیم خداوند مهربان ما هم ما را می بخشد و

 بهترین سرنوشت را برای ما در نظر می گیرد و تا آنجا که به خیر و صلاح ماست

 حاجتهای ما را برآورده می کند چون خودش در قرآن می فرماید: 

اُدعُونی اَستَجِب لَکُم: مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را 

فقط دقت کنید کنید خداوند در آیه ی بالا فرموده است: مرا بخوانید یعنی با امید

 فراوان فقط خودش را صدا بزنیم نه اینکه به ظاهر خداوند را صدا بزنیم اما از ته قلب یا

 ناامید باشیم و یا اینکه خدای ناکرده به بنده های او امید بیشتری داشته باشم. پس

 اگر خواستیم دعا کنیم باید با قلبی پر امید و خوش بین فقط خود خداوند را صدا

 کنیم و مطمئن باشیم خداوند جواب ما را می دهد.

خداوند را شکرگزاریم که توفیق روزه داری امسال را نیز به ما عطا کرد.

التماس دعا

آرزو می کنم که تمام روزه داران عزیز و بندگان مطیع خداوند مهربون عیدی هاشون

 رو روز عید فطر از خداوند عزیز و مهربون بگیرند.

+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1391ساعت 2:11 بعد از ظهر  توسط دوست  | 

سلام به همه دوستان عزیزم


چیزی که ذهن خیلی ها رو مشغول کرده اینه که چرا نمی تونند به نفسشون غلبه

 پیدا کنند و مدام توبه هاشون رو می شکنند .با اینکه در پستهای قبلی هم در این

مورد مطالبی گفتیم ولی به علت اهمیت موضوع دوباره در موردش صحبت می کنیم:

 

اولین قدم در مقابله با نفس این هست که خودمان واقعا و از ته دل بخواهیم که گناه

 نکنیم،یعنی با هر بار گناه از ته دل غمگین شویم و تصمیم قطعی برای ترک آن

بگیریم.

دومین قدم این است که از خود خداوند بخواهیم که به ما کمک کند و مورد لطف

خود قرار دهد. چون تمام این توبه ها توفیق پروردگار می باشد تا توفیقش را نصیب

کسی نکند هیچ فردی نمی تواند ایمانش را قوی تر کند. برای این که دعایتان بهتر

 درگیر شود باید خودتان را به خداوند نشان دهید یعنی ممکن است امتحانات کوچکی

 در این راه از طرف خداوند از شما گرفته شود که معلوم شود واقعا دوست دارید به

طرفش بروید یا نه فقط حرف می زنید ؟ پس  مراقب این امتحانات به ظاهر کوچک

باشید تا خودتان را به معبود خویش نشان دهید.

 

سومین قدم برای این که بخواهیم ایمانمان قوی تر شود و اراده ی بهتری در مقابل

 نفس و شیطان داشته باشیم این است که بنده ی محض خداوند باشیم یا اگر

 نیستیم کم کم سعی کنیم که بنده ی بی چون و چرا باشیم یعنی علت اعمالی که

 خداوند بر ما واجب نموده را نخواهیم و فقط حرف او را بی هیچ سوالی گوش دهیم.

 به طور مثال اگر به ما گفته شده که نماز بخوانیم مقابله نکنیم که چرا بخوانم؟ چه

 تاثیری روی من دارد؟ من که نمی فهمم چه می خوانم! و هزاران اما و اگر دیگر. یا

 وقتی گفته شده که موسیقی حرام گوش نکنیم مدام نگوییم چرا؟ مگر چه می

 شود؟ روی من که تاثیری ندارد.

البته منظورم این نیست که تحقیق نکنیم ، بلکه اول انجام بدهیم بدون چون و چرا

سپس در عین حال به دنبال تحقیق هم برویم. مثلا در کتابی خواندم که موسیقی

 حرام اگر در ظاهر هم اثری نداشته باشد به مرور زمان روی اراده ی افراد در برابر

 گناه تاثیرگذار است. بهتر است امتحان کنیم یعنی اگر قصد قوی تر کردن اراده و

 ایمانمان را داریم مدتی موسیقی حرام را کنار بگذاریم تا ببینیم چه تاثیری روی ما

 می گذارد. امتحانش که ضرر ندارد!

 

آخرین قدم هم این است که پس از انجام واجبات به دنبال مستحبات هم برویم که

 به ما بسیار کمک می کنند مثلا در حکمت روزه گفته شده که به تقویت اراده در برابر

 گناه بسیار کمک می کند به همین خاطر بعضی افراد برای تقویت اراده به خصوص در

مقابل شهوات روزه های مستحبی می گیرند چون روزه تقوا را در افراد زیاد می کند.

 پس از گذشتن از مراحل بالا انسان به مرحله ای می رسد که به خداوند علاقمندتر

 می شود و دوست دارد مدام اعمالی را انجام دهد که خود را به او نزدیکتر کند .به

 امید روزی که همه ی ما به این مرحله ی زیبا برسیم.

عاقبت بخیری رو برای همه آرزو می کنم.

و آرزو می کنم همه در تقویت ایمان خود

 موفق باشند. 

در این ماه قشنگ از همه التماس دعا

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 خرداد1391ساعت 11:9 بعد از ظهر  توسط دوست  | 

=================================
سلام به همه ایرانیان عزیز در هر کجای دنیا
سال نو به همه مبارک باشه. امیدوارم در این سال پله های ترقی رو در همه ی زمینه ها همین طوری بریم بالا و بالاتر.دوستان گلم دوست دارم در این پست در مورد حج و اعمال اون صحبت کنم. خیلی از آدمها هستند که به حج می روند و برمی گردند ولی متاسفانه هیچی از حج و اعمالش نفهمیدند و خیلی چشم و گوش بسته هر عملی باید انجام می دادند رو به سرعت انجام دادند و بدون معرفت حاجی شدند. بدون اینکه حتی بخواهند یا بفهمند مثلا طواف یعنی چی؟ بعضی ها هم که متاسفانه سرزمین وحی رو با بازار اشتباه گرفتند مدام می روند خرید. واقعا خیلی بده که یک آدمی قسمتش بشه این چنین سفری رو بره ولی هیچی ازش نفهمه و برگرده و دوباره به همون گناههایی که می کرده ادامه بده و هیچ تغییری رو در درونش حس نکنه. متاسفانه اکثر ما همین طوری هستیم شاید اولش خیلی خوشحال بشیم و به خودمون افتخار کنیم که خدا ما رو طلبیده ولی به سرعت این حس و حال عادی میشه. خوش به حال اون کسانی که وقتی طواف می کنند خداوند رو با تمام وجودشون حس می کنند و می فهمند که دارند دور خونه اش می گردند به امید روزی که عاشق واقعی بشند و دور خود خداوند  هم بگردند. خوش به حال اون افرادی که وقتی دارند سعی صفا و مروه می کنند حال حضرت ابراهیم (س) و حضرت هاجر رو به خوبی درک می کنند و همین طور حس می کنند که خداوند داره گناهاشون رو می بخشه.خوش به سعادت اون کسانی که نماز خوندن در مسجدالحرام و ثواب زیادش رو درک می کنند، یعنی با چشم سر یا با چشم دلشون عظمت اونجا رو می بینند.در آخر هم خوش به حال کسانی که از حج که برمی گردند معلومه که حاجی شدند و دیگه سعی می کنند که گناه نکنند.
در یکی از این کتابهایی که در مورد حج و اسرارش نوشته بود از زبان یک عارف بزرگوار نوشته بود که:بار اول که به حج مشرف شدم فقط خانه ی خدا را دیدم، بار دوم خداوند و خانه اش را با هم دیدم و بار سوم فقط خداوند را دیدم و بس.
به امید روزی که حج و اعمالش را بهتر و بیشتر درک کنیم.
یا حق
+ نوشته شده در  شنبه 12 فروردین1391ساعت 7:17 بعد از ظهر  توسط دوست  | 

اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلیِکَ الْفَرَج

سلام به دوستان عزیزم

در کتابی خواندم که در زمان ما که امام زمانمان غایب هستند ولی چون ایشان تمام اعمال ما را می بینند می توانند از همان غیب و بدون این که ایشان را ببینیم ما را راهنمایی کنند .و اگر از ایشان بخواهیم راه درست را حتما به ما نشان می دهند.پس لازم نیست که حتما ایشان را ببینیم. در جای دیگری خواندم دیدار با امام زمان (عج) آرزوی هر مسلمانی است .ولی بیایید دعا کنیم که آقا را در زندگی خود زیارت کنیم و حضور ایشان را هر لحظه در زندگی خود حس کنیم.امام زمان(عج) دست خداوند بر زمین هستند یعنی ایشان به اذن خداوند مسلمانان را هدایت می کنند.به خصوص آنهایی را که از ایشان بیشتر کمک می خواهند.

بعضی وقتها که به زندگی خود نگاه می کنیم می بینیم که ناخودآگاه به سمت دین رفته ایم که خودمان هم درست نمی دانیم چطور به این سمت کشیده شده ایم و این راه را انتخاب کرده ایم .مثلا به رشته ای کشیده شده ایم که با آن رشته ایمانمان به خداوند بیشتر شده است. به نظر شما در این مواقع چه کسی ما را راهنمایی کرده تا آن را انتخاب کنیم؟پس بیایید زرنگ باشیم و حواسمان را در زندگی بیشتر جمع کنیم و از فردی کمک بخواهیم که خود انسانی کامل می باشد و راه را به درستی می داند.امیدوارم در زندگی کاری نکنیم که خدای ناکرده اول امام عزیزمان و سپس خدای مهربان را غمگین کنیم.

پروردگارا به ما کمک کن تا همیشه با کمک و راهنمایی ایشان به زندگی ادامه دهیم.

معبود من برای فرج ایشان دعا می کنیم. چون خواسته ی خود ایشان از تمام شیعیان دعا برای فرجشان است. در حدیثی آمده است که دعا کردن برای فرج آقا امام زمان (عج) در حقیقت دعا برای فرج و گشایش در کارهای خودمان است.

آقای من از شما ممنونیم که به ما آموختید تا در مورد شناخت خداوند متعال فکر کنیم. هنوز در اول راه قرار داریم یاریمان کنید تا بهتر و بیشتر خداوند را درک کنیم. 

یا امام زمان (عج) خیلی خیلی التماس دعا.

+ نوشته شده در  جمعه 19 اسفند1390ساعت 0:29 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

آن کس که تو را شناخت جان را چه کند

                      فرزند و عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی

                         دیوانه تو هر دو جهان را چه کند

+ نوشته شده در  شنبه 6 اسفند1390ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط دوست  | 

سلام به دوستان عزیز در هر کجای دنیا

فرا رسیدن آغاز امامت امام عصر و زمان حضرت مهدی(عج) را به همه شیعیان عزیز تبریک عرض می کنم.

یکی از مسائلی که ذهن بسیاری از انسانها را به خودش مشغول می کند این است که چرا بعضی از آدمها بیشتر امتحان می شوند و بعضی کمتر. این سوال ذهن خیلی از مردم را به خودش مشغول کرده. مثلا می گویند:بیچاره فلانی هر سال یک بدبختی برایش پش می آید. با اینکه آدم خوبی است ولی مشکلات فراوان برایش پیش می آید. از طرف دیگر در قرآن کریم می فرماید: هر سختی و بدی که به شما می رسد بازتاب اعمال خود شماست. پس نتیجه می گیریم بعضی گناهان باعث این مشکلات شده اند و خداوند به این وسیله می خواهد گناهان بنده اش را پاک کند.

اما سوالی که پیش می آید این است که پس چرا فلان فرد با اینکه بسیار مومن است باز هم این همه مشکل دارد؟ که در همین قرآن کریم آیاتی را هم داریم که به امتحان افراد مومن اشاره کرده و هیچ ربطی به گناهان وی ندارد و هر فردی ممکن است مشمول این امتحانات شود تا ایمان و اعتقاد واقعی او مورد آزمایش قرار گیرد. و از طرف دیگر بعضی افراد مومن چون مورد لطف خداوند هستند ممکن است به برخی از خواسته های خود در این دنیا نرسند چون خداوند می خواهد به خاطر صبری که کرده اند به آنها در بهشت برین بهتر از آن را عطا کند.

یک نکته ی مهم این که خداوند چون ما را آفریده است پس ما را بهتر از خودمان می شناسد. پس برای هر یک از انسانها با توجه به ظرفیت آنها امتحانات خاصی در نظر می گیرد. در کل ما انسانها در حدی نیستیم که از حکمت همه ی امتحانها با خبر شویم . ولی همین که دید مثبت نسبت به پروردگار خود داشته باشیم و بدانیم که او از عمق وجود ما را دوست دارد و خوبی ما را می خواهد پس هر حادثه در زندگی خود را پیامی از طرف خداوند می بینیم و مطمئن می شویم که خداوند دارد با ما حرف می زند و می خواهد ما را متوجه چیزی کند.

بار الها به ما قدرت تفکر عطا کن تا ما از هر موضوعی سرسری رد نشویم و به آن عمیق فکر کنیم.

پروردگارا ما ضعیف و ناتوانیم .ما را در معرض امتحانات بسیار سخت خود قرار مده.

معبود من به ما کمک کن تا در تمام امتحانات زندگی سربلند بیرون آییم تا شرمنده ات نشویم. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 بهمن1390ساعت 1:39 قبل از ظهر  توسط دوست  | 


با سلام به همه ی شما عاشقان خدا

چیزی که مدتی است ذهنم را به خود مشغول کرده است این است که چرا بعضی از ما مسلمانان راه را گم کرده ایم. چرا به جای این که اصل هر کاری را در عبادت خداوند قرار دهیم همه کار می کنیم و در آخر به این اصل مهم می پردازیم. مثلا بعضی ها مدام دنبال کار و زندگی می روند و اگر وقت خالی گیر آوردند و حوصله داشتند شاید نماز بخوانند. خیلی راحت به یکدیگر می گویند حالا امروز نماز نخوان.!!!

به نظر شما این مسلمانی است ؟ این گونه مسلمانان آبروی بقیه مسلمانان را می برند.حتی مسیحیان آن قدر بر روی احترام به عقایدشان تاکید دارند که هر گونه بی احترامی به کلیسا یا دینشان را نوعی توهین به خود تلقی می کنند. حال به مسلمانان چه شده است چرا این قدر بی خیال شده اند که حتی خودشان واجبات دین خود را انجام نمی دهند تا چه برسد به اینکه از آن دفاع کنند. متاسفانه بعضی از این مسلمانان اسمی حتی بقیه ی مسلمانان مومن را مسخره می کنند. واقعا چرا؟

 به نظر می رسد در طول سالیان گذشته مسلمانان هویت دینی خود را فراموش کرده اند و در حال تقلید از بی دینان می باشند به طوری که غربی ها و ارتباط با آنها را افتخاری برای خود می دانند.

 دل انسان به درد می آید وقتی می بیند که انسان پیشرفته ی امروزی به همه چیز فکر می کند جز خداوند و عبادت او. پس اگر قرار است با پیشرفت هر چه بیشتر تکنولوژی ما در دین به عقب برگردیم و دینمان را فراموش کنیم ،پس احسنت به همان صد سال پیش، که خانواده ها به هر دری می زدند تا کودکان خود را به مکتب خانه بفرستند تا قرآن یاد بگیرد. برای آنها مهم نبود که کودکشان ریاضی را نمی داند چرا؟ چون اصل را آموزش قرآن می دانستند.

 چقدر با هوش بودند مسلمانان قدیمی چون هدف آفرینش را به درستی فهمیده بودند برعکس انسان با هوش کنونی که حتی نمی داند برای چه به دنیا آمده است و مدام دور خودش می چرخد تا پول بدست بیاورد و تا خداوند تلنگری به او نزند محال است که از سردرگمی بیرون آید.
پروردگارا  همه ی انسانهای به ظاهر پیشرفته ی امروزی را خودت از خواب غفلت بیدار کن.
آمین یا رب العالمین

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 دی1390ساعت 0:9 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

تاسوعا و عاشورایی دیگر گذشت و ما ماندیم با اعمال خوب یا بدمان . اینکه امسال تغییر کردیم یا نه را نمی دانم ولی امیدوارم هر سال به تعداد کسانی که از عاشورا و امام حسین درس می گیرند بیشتر و بیشتر شود. و ان شاالله آن قدر مردم فهیم شوند که دیگر در سالهای بعد مظاهر بی دینی را علنا در خیابانها نبینیم. متاسفانه در روز عاشورا صحنه هایی در تهران و بعضی شهرها دیده می شود که انسان دلش به درد می آید. نمی دانم مقصر کیست احتمالا همه مقصریم چه کسانی که در خیابانها با اوضاع ناجور قدم برمی دارند که بیشتر از نا آگاهی آنهاست و چه بقیه که بی تفاوت از کنار آنها رد می شوند.  پس امر به معروف و نهی از منکر کجا رفته است؟مگر نه اینکه امام حسین(ع) به علت همین موضوع دست به قیام زده است؟؟؟ همه مقصریم که در روز عاشورا به جای اینکه خودمان را به اماممان نزدیک تر کنیم بدتر ایشان را غمگین و ناراحت می کنیم . وای بر ما وای بر ما و وای بر ما

والسلام 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آذر1390ساعت 9:57 بعد از ظهر  توسط دوست  | 

(( یک چشم من اندر غم دلدار گریست         چشم دگرم حسود بود و نگریست

       چون روز وصال آمد او را بستم                      گفتم نگریستی نباید نگریست ))

 این شعر چقدر زیبا گفته است. بله به همین صورت است اگر دلی هم اکنون که زنده ایم برای رسیدن

 به خداوند تپید و اگر دلی الان و در این دنیا برای خداوند تنگ شد در آخرت هم می تواند زیبایی ها و

 جلوه ی پروردگار را مشاهده کند و گرنه بقیه در آنجا کور می باشند و هیچ زیبایی را نمی توانند ببینند.

معبودا ما را از کوردلان و نابینایان روز قیامت قرار مده. خداوندا به دل ما چشمی عطا کن تا زیبایی هایت

را دوچندان ببینیم. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آذر1390ساعت 0:0 قبل از ظهر  توسط دوست  | 

 
کد ماوس